روسای جمهوری اسلامی ایران بعد از جنگ تحمیلی در دوره دوم ریاست جمهوری خود، سیاستها و برنامه هایشان رادیکال شد. علت سیاستها و برنامه های رادیکالی بخاطر صبغه ایدئولوژیک نظام جمهوری اسلامی است که باعث عدم تطبیق شرایط واقعی سیاستها و برنامه ها با شرایط ایدئولوژیک است .مرحوم هاشمی رفسنجانی با حمایت از حزب کارگزاران و خاتمی با حامیان خود در حزب مشارکت و احمدی نژاد با جریان انحرافی، سیاستها و برنامه های رادیکالی داشته اند که هنوز بر ساختار مدنی نظام جمهوری اسلامی تأثیر دارد.

دولتهای اول تا پنجم جمهوری اسلامی بواسطه شرایط بحرانی انقلاب و جنگ تحمیلی را نمی توان بررسی دقیق کرد. اما دولتهای ششم تا پایان دولت یازدهم وضع دوگانه یا پاردوکسیکال دارد. دولتهای اخیر ایران در سه حوزه ی سیاست و اقتصاد و فرهنگ به لحاظ نظری و عملی یا انتزاعی و عملیاتی متعارض بوده اند. وبه نظر می رسد دولت دوازدهم نیز به سرنوشت دولتهای بعد ازجنگ تحمیلی دچار شود. دور دوم دولتهای روسای جمهور بعد از جنگ، در سیاست تفکرات ابراهیمی (ع)بود ولی نمرودی عمل می شد. و دراقتصاد تفکرات موسوی(ع) بود ولی قارونی عمل می شد. و در فرهنگ تفکرات محمدی(ص) بود ولی ابوجهلی عمل می شد.

روحانی برای گریز از تعارض دوگانه ایدئولوژی و عمل باید راهکاری بیابد که به سرنوشت اسلاف خود دچار نشود. به نظر می رسد روحانی باید:

1-      سهم حامیان انتخاباتی خود را منصفانه بپردازد.

2-      حوزه ایدئولوژی را از دین، مذهب ،سیاست ،اقتصاد و فرهنگ جدا کند.

3-      حزب اعتدال و توسعه را کنترل نماید زیرا این حزب پاشنه آشیل رادیکالیزه شدن دولت دوازدهم است مانند حزب کارگزاران وحزب مشارکت وجریان انحرافی که باعث رادیکالیزه شدن روسای جمهور مرحوم هاشمی رفسنجانی و آقایان خاتمی و احمدی نژاد شدند.

                                                                         مدیر گروه مطالعاتی جوان کویر

                                                                             حسن خوش چشم آرانی