جلال قربانی"

از اون رزوهایی که فوتبال همه زندگی مردم این شهر بود سی سال می گذرد. چهل جریب کاشان فقط یک مسابقه فوتبال برگزار نمی شد یک درام تاریخی بود. همه ی رویای یک تماشاگر ،گرفتن عکس یادگاری با بازیکن ها بود. آخ که چقدر حال می داد نوشابه شیشه ای وسط دو نیمه . آخ که چقدر حال می داد تماشای تمرین تیم محبوب محله .بله تمرین و نشستن روی تپه ی خاکی به جای سکو .خلی از اون بازیکن ها فراموش شدند خیلی هاشون معتاد شدند و ما ماندیم و یک فوتبال در حال احتضار.

اواسط دهه نود کم کم فوتبال این شهر دوباره  جذاب می شود آنقدر که قهرمان ثانیه آخر در بازی آخر انتخاب می شود.

هما بیدگل که سه سال با حمایت ذکاری و دیگر صاحبان صنایع پول را به فوتبال این محله ی حساس تزریق کرد قهرمان شد.عجب قهرمانی دلچسبی و عجب سوت شجاعانه ای .

پنالی بود یا نبود مهم نیست مهم بازگشت واژهای دوست داشتنی قدیمی بود .رقابت هیجان دعوا  و امید به احیای یک لیگ پرقدرت