کاربر:همه دوستان دغدغه دارند و تقریبا هر کسی از یه زاویه به موضوع میپردازه.نقل میکنند یه روز یه آدم خیلی زشت و بد ریخت داشت از یه جائی عبور میکرد یه بچه کوچکی را دید و بطرفش رفت و بغلش کرد. بچه تا نگاهش افتاد به این مرد زار و شیون به راه انداخت و ضجه میزد. این آقا مرتب اونو نوازش میکرد و میبوسید اما طفل معصوم بیشتر ضجه میزد تا اینکه رندی این صحنه رو دید و به اون آقا گفت : این بچه از تو میترسه برادر لطف کن و بزارش زمین تا طفل معصوم قرار بگیره و آروم بشه.
داستان مرنجاب ما آران و بیدگلیها و همچنین سایر مناطق گردشگری شهرستانمون همینه دوستان. دایه های مهربانتر از مادر و کاسه های داغتر از آش که متاسفانه هر کدام در مشت خود خرده سنگی هم دارند. یکی دنبال منافع شخصی و تیمی خودشه یکی هم دنبال ارضاء تعصبات کور محلی. تا حرف مرنجاب میشه فوری اون یکی میگه سنبک یا بالعکس.
والا به پیر به پیغمبر آران و بیدگل با این کویر بکرش که بقول پرفسور کردوانی بهشتی بی نظیر در همه کره خاکیه میتونه به تنهائی دهها برابر همه صنایع فعلی شهرستان های کاشان و آران وبیدگل برای همه درآمدزائی شهرواندان و حتی کل کشور داره. پس چرا اینقدر مادر خم یک کوچه مانده ایم و .....
فقط متاسفم از مدیریت حاکم بر شهرم و حال و روز کویر مظلومم با مدعیان نااهلش.