از باغ پرندگان قمصر تا خیابان کارگر کاشان راهی نیست 

ـ جعفر عربیان ـ*

 پژو پارس که هیچ، پیکان مدل ۷۲ را هم که سوار باشید، نیم ساعت بیشتر طول نمی‌کشید که مدعیان خدمت و عدالت و مردم‌دوستی، راه خود را از باغ مجلل پرندگان قمصر به سمت منطقه محروم محدوده بلوار کارگر کاشان کج کنند.
آنجا صاحبان جاه و ثروت برای پرندگان خود کاخی مجلل بنا کرده‌اند و مسوولان رده‌بالای استان اصفهان را به تماشای شکوه سکونت‌گاه پرندگان و اسب‌های مینیاتوری می‌برند و در جای دیگر مردمی از جنس انسان، از محرومیت، بی‌توجهی و ناچاری در شب عید ناله می‌کنند و خدا را به یاری می‌طلبند.
امشب شب عید مبعث حضرت رسول اکرم (ص)، فرصتی پیدا کردم نماینده مردم کاشان و آران و بیدگل را در چند دیدار مردمی همراهی کنم.
دیدارهایی که پر بود از گله و شکایت مردمی که با تنها حقوق کارگریشان ارتزاق می‌کنند و آن‌را هم ماه‌هاست دریافت نکرده‌اند، جوانانی که دنبال کار و درآمد و زندگی‌اند، پیرمردهایی که مشکلات را می‌بینند و می‌دانند که راه کجاست و چاره چیست، اما به دنبال گوش شنوا هستند، مسوولانی که خواستار رسیدگی بالادستی‌های خود به مشکلات شهر و روستایشان هستند و مادرانی که برای تهیه جهیزیه دختران و رفع مشکل سربازی پسرانشان، بغض بر لب و اشک در چشم، مسوولانی را که به میانشان می‌آیند را تکریم می‌کنند تا شاید گرهی از کارشان گشوده شود.
درد‌ها و مشکلاتی که بسیاری از آنان با اندک توجهی از سوی مسوولان، آرام و قرار را به زندگی خانواده‌ای باز می‌گرداند.
نماینده مردم کاشان و آران و بیدگل در مجلس، در میان مردم «نیاسر» در مسجد امیرالمومنین (ع) این روستا[شهر] ایستاده است، و هر کس از مشکلات خود و روستایش با وی می‌گوید که دوستی آهسته در گوشم نجوا می‌کند که: «ساعاتی قبل»…… «[که از مسوولان رده‌بالای استان اصفهان است] به کاشان آمده و بدون اطلاع قبلی مستقیم به باغ پرندگان قمصر رفته و دوباره از آن طرف راه خود را به سمت اصفهان کشیده و رفته است!».
به فکر می‌روم که این آقای مسوول چندین سال است به آران و بیدگل هم نیامده. اصلا نیامده! شاید نمی‌خواهد حرف کشاورزان «سفیدشهر» و «نوش‌آباد» و «ابوزید‌آباد» را بشنود. شاید تحمل شنیدن مشکلات آب شرب روستاهای «علی‌آباد» «محمدآباد» و «یزدل» را ندارد و شاید نمی‌خواهد برایش از سهمیه ۲۵ لیتر در ثانیه شهرستان آران و بیدگل از آب زاینده رود که قرار بود چندین برابر آن باشد و نیست، بگویند و شاید عدم استقلال ادارات شهرستان ما برای او مساله‌ای قابل شنیدن و حل کردن نیست.
در همین افکار سیر می‌کنم که خود را در مسجد «ولی عصر» (عج) خیابان کارگر کاشان می‌یابم. مسجدی که معلوم است با خون دل مردم تنگدست این منطقه برپا شده و سادگی و بی‌آلایشی آن آدم را یاد مردم روزهای جبهه و جنگ می‌اندازد. در ماشین که بودیم تلفن‌ها مدام زنگ می‌خورد و نماینده مجلس را به شرکت در بزم شام سازمانی در «قمصر» دعوت می‌کرد اما امیر «عباسعلی منصوری» گفت: «برویم خیابان کارگر».
حالا هم در میان مردم نشسته و دارد حرفشان را می‌شنود و برایشان می‌گوید: «اگر مسوولان شهرستان کاشان جهت بازدید مسئولین رده‌بالای استان اصفهان در کاشان، از اینجانب مشاوره می‌گرفتند قطعا به جای بازدید از «باغ پرندگان قمصر» پیشنهاد بازدید آن مقام مسئول رده‌بالای استان را جهت بازدید از کارخانجات، محله‌های مستضعف و فقیر‌نشین شهرستان کاشان چون خیابان‌های کارگر، طالقانی، دروازه اصفهان، دروازه فین، لتحر، مناطق کویری، نوش‌آباد، ابوزیدآباد و سفیدشهر را می‌دادم، تا از نزدیک با مشکلات سخت کارگران و مستضعفین در این مناطق باخبر شوند».
امیر با این سخن در جمع سربازانش به طبل جنگ کوبید. شاید از این پس هر سفر مخفیانه مسوولات رده‌بالا به باغ‌ها و تفرجگاه‌های روستایی کاشان، بدون توجه به مشکلات مردم منطقه واکنشی اینچنینی در پی داشته باشد.
از باغ پرندگان قمصر تا خیابان کارگر کاشان راهی نیست اما حالا در دل مردم مظلوم خیابان کارگر آهی هست.

* خبرنگار و مسئول دفتر خبرگزاری جمهوری اسلامی ایران در آران و بیدگل
منبع: وبلاگ نویسنده