اوضاع و احوال انتخابات جالب شده است. دیروز شنیدم گرانمایه در مسجد محقق نشستی داشته تا پاسخگوی سوالات هم حزبی هایش باشد. نکته جالب، پاسخ ایشان به سیل انتقادات در مورد کارنامه عملیاتی و اجرایی ایشان و همچنین عدم تحقق وعده و وعیدهای گسترده اش بوده است. به روایت یکی از حضار ایشان در پاسخ به انتقادات عملیاتی، برافروخته شده و فرموده اند: "الآن بحث کارهای انجام شده مهم نیست، بلکه مهم بحث ولایت است."
ناخود آگاه دلم به حال مظلومیت جایگاه ولایت سوخت، موضوع اعتقادی که برای بعضی، تنها ابزاری برای دستیابی به صندلی، پست و مقام شده است. بهترین راه، مخفی شدن پشت دیوار ولایت است. برای اینان چه اهمیت دارد، بنظرشان بهتر است تا ضربات را ولایت بخورد ولی خودشان سالم و پر پست باشند. اگر ولایت می دانست که تو با کاشان و آران و بیدگل چه کرده ای که دیگر جایی در مملکت نداشتی ولی خوب..............چه می توان کرد.........وقت شناختن اعتقادات واقعی و قلبی این آدمهاست.............زمانی دریادلان کفن پوشی بودند که زیر تانک می خوابیدند و له می شدند تا ولایت آسیبی نبیند؛ الآن شازده هایی هستند که بی لیاقتی و ناکارآمدی خود را به اسم ولایت می گذارند تا خودشان ضربه ای نخورند.
یاد صفین می افتم که خوارج نماز شب خوان، قرآن را سر نیزه کردند تا پلیدیشان را بپوشانند، اما امروز ....بهتر است حرفی نزنم و بغضم را فروخورم که آه بس بزرگی است.....